![]() |
![]() |
|
| خاطرات دو گل شیطون |
|
یعنی که آمادگی لازم رو داشته باشین بعد از ظهر به کیارش گفتم برا دوستت کادو چی بخریم ؟ محل نذاشت
با تندی گفت نه من برا کسری کادو نمیبرم !!
با تعجب گفتم آخه چرا ؟ اون دوستته
گفت نه کسری پسر بدیه !! همه رو میزنه !! سمیه جون و تیچرم میزنه ......
چند روز قبل از تولدش ، کسری با لگو زده بود روی گوش کیارش و تا چند روزی
کبودی روی گوشش مونده بود برای همینم به هیچ وجه راضی نمیشد
دوست بشه و بریم چیزی بخریم
ازین ماشینای کوچولو چند تا نو تو خونه داشتم آخر شب بهش گفتم بیا یه ماشین
برا کسری کادو کنم فردا بهش بده
جوابش فقط نه بود و با اصرار کامل میگفت اون پسر بدیه منم براش کادو نمیبرم !
خلاصه پسر لجباز و یه دنده ی ما کادو رو نبرد که نبرد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 10:13 توسط MAMAN 2 KIA |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ثبت خاطرات دو غنچه در حال شکوفایی باغ زندگی
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
| پیوندها |
|
خودم (دیدار دوست ) سارا و محمد عزیز از مسکو (دختر و پسر عمه) کیانا و کیارش کتاب صوتی برای کمک به نابینایان مهربانو ی عزیز |
|
RSS
|