![]() |
![]() |
|
| خاطرات دو گل شیطون |
|
که با بچه های بزرگتر باشه تا با کوچکتر ها
تو این کلاس حدود یک ساعت و نیم در ابتدای شروع کلاس علم انگلیسی دارن که یه دختر شیطون و شاد و شنگوله که عاشقانه بچه ها رو دوست داره
و همینطور بچه ها هم اونو دوست دارن کیانا
میشد دوست داشت سری به Teacher بزنه کیارش تموم تعریفش از مهد خلاصه میشه به اینکه پیچر گفته .......
هر چی بهش میگم پیچر نه مامان تیچر زیر بار نمیرفت که نمیرفت
تازگیها میگه آره ! کیچر درستشه !!!!!! حالا باید مدتی هم از قول کیچرتعریف
کارای مهد رو بشنویم
حتما تجربه کردین که بچه ها به راحتی حاضر به اصلاح اشتباهات گفتاریشون
نیستن
مهدای دو زبانه هم برای خودشون حکایتی هستن و بچه ها خیلی با نمک انگلیسی صحبت میکنن
کیارش اسم بعضی از حیونا و تمام اعضای بدن رو خیلی با مزه اگه میلش باشه
برامون میگه
اینم یه حکایت دیگه از پیچر!!!!!!!
از دست این بچه ها ! چند روز پیش ظاهرا تو مهد به بچه ها گفته بودن کاردستی شکل یه خرس رو درست کنن
کیارش از وقتی اومد گفت پیچر گفته یه چیزی درست کنیم
هر چی ازش پرسیدم چی باید درست کنی؟
میگفت پیچر گفته مامانتون خودش بلده !!!!!
تا اینکه شب موقع ورق زدن یه کتاب عکس خرس پو رو دید و گفت آهان
همینه گفته دیگه
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 12:37 توسط MAMAN 2 KIA |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ثبت خاطرات دو غنچه در حال شکوفایی باغ زندگی
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
| پیوندها |
|
خودم (دیدار دوست ) سارا و محمد عزیز از مسکو (دختر و پسر عمه) کیانا و کیارش کتاب صوتی برای کمک به نابینایان مهربانو ی عزیز |
|
RSS
|