![]() |
![]() |
|
| خاطرات دو گل شیطون |
|
ظاهرا خانوم معلم در حین دیکته گفتن اشک از چشمان نازنینش جاری شده بود و کیانا که
معلمشو خیلی زیاد دوست داره تحت تاثیر قرار گرفته بود و حین خوندن این دیکته اشکم جاری شد
جمعی گلهای ناز و بی غل و غش داره قبطه خوردم که چرا زمانی که می تونستم این شغلو
انتخاب کنم اینکارو نکردم.
معلمین عزیز کلاس اول فکر کنم برای همگی ما خاطره های خوشی رو به یادگار گذاشتن .
خانم میربلوک معلم عزیز کیانا در اولین سال تحصیلش بود و خدا رو شکر اونقدر با محبت بود که بعد از عید کیانا کتابهای داستان رو خیلی زیبا برای کیارش می خونه
بازیگوشیهاش آروم میشینه و گوش میکنه.
همگی معلمان عزیز که یک سال تموم شیطنت های بچه ها رو تحمل کردین خسته نباشید و سلامت باشید.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 13:53 توسط MAMAN 2 KIA |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ثبت خاطرات دو غنچه در حال شکوفایی باغ زندگی
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
| پیوندها |
|
خودم (دیدار دوست ) سارا و محمد عزیز از مسکو (دختر و پسر عمه) کیانا و کیارش کتاب صوتی برای کمک به نابینایان مهربانو ی عزیز |
|
RSS
|