تبليغاتX
گل گلکای شیطون دوستون دارم فراوون - پیرزن میشما !
خاطرات دو گل شیطون

جوابش برام عجیب بود  ولی گفتم یه چیزی از خودش میگه .... .....ولی سر انجام دادن

 

هر کاری دیگه  میگفت : پیرزن میشم !

 

 بهش گفتم : تو پسری پیرزن نمیشی که .

 

 دیشب باباش گفت : کیارش لباستو از رو زمین بردار و آویزون کن رو جالباسی ،

 

گوش نکرد و بعد از تکرار گفت : نمیتونم خودت بذار آخه من آقا پیرزن میشم اونوقت

 

شما پسر ندارین   .........

 

من گفتم : آخه آدم که وسایلشو جمع کنه که خسته نمیشه .

  در جوابم گفت : پس چرا تو وقتی وسایل ما رو جمع میکنی میگی که پیر میشی؟؟؟؟

  

تازه یادم اومد  این جواب یعنی چی !!!!!!!!

 

  

 یکی دو دفعه بعد از اینکه اسباب بازیهاشو جمع نکرد گفتم : اشکالی نداره خودم جمع

میکنم ولی پیر شدم ناراحت  نشی  ، دیگه اونوقت  مامان جوون نداری  

 

  

 وحالا داشت جواب منو به خودم پس میداد .....

 اینم از تجزیه و تحلیل صحبتای ما توسط این پسر شیطون و بلا .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:24  توسط MAMAN 2 KIA | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
ثبت خاطرات دو غنچه در حال شکوفایی باغ زندگی



نوشته های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
پیوندها
خودم (دیدار دوست )
سارا و محمد عزیز از مسکو (دختر و پسر عمه) کیانا و کیارش
کتاب صوتی برای کمک به نابینایان
مهربانو ی عزیز
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان


WebDarWeb

منبع کدهای بینظیر جاوا