![]() |
![]() |
|
| خاطرات دو گل شیطون |
|
روز شنبه ۴/۳/۱۳۸۷ برای اولین بار بچه ها رو بردیم سینما
جدا از فیلم که بعد از این همه سال که فیلمی برای بچه ها ساخته نشده کاش این یکی هم ساخته نمیشد
آزادی که باب دل بچه هاست با اون همه پله برقی
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 12:2 توسط MAMAN 2 KIA |
|
|
کیارش حدود 4 – 5 ماهی میشه رفته به کلاس بالاتر
همیشه از این حس که بهش بگی چقدر مرد بزرگ و قوی ای شدی خیلی خوشحال و راضی میشه بنابراین رضایت بیشتری داره ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 12:37 توسط MAMAN 2 KIA |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 15:45 توسط MAMAN 2 KIA |
|
|
همین دیروزبود که دختر نازم با ذوق و شوق فراوون
جدیدش گذاشت
تو نوشتن این صفحه معلم عزیز و مادربزرگ مهربون در کنار سعی و تلاش خودش خیلی
کمک کردن.
کیانا تا من از سر کار برم خونه ی مامان اینا تکالیفشو انجام میده و امسال تمام زحماتش رو دوش مامان و خاله مهربونش بود.
روز یک شنبه ۲۹/۲/۱۳۸۷ کیانا آخرین دیکته ی کلاسیشو در اولین سال تحصیلش
نوشت . موضوع دیکته درد دلهای معلم بود
کردم و ادامه مطلب گذاشتم.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 13:53 توسط MAMAN 2 KIA |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ثبت خاطرات دو غنچه در حال شکوفایی باغ زندگی
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
| پیوندها |
|
خودم (دیدار دوست ) سارا و محمد عزیز از مسکو (دختر و پسر عمه) کیانا و کیارش کتاب صوتی برای کمک به نابینایان مهربانو ی عزیز |
|
RSS
|